تبلیغات |
** بدون شرح.... ** ایران مهم نیست به دست کی اداره میشه*ادم همیشه تو محدودیتها ستاره میشه...
| ||
|
دانلود آهنگ بالا دست... خواننده :محمد استوار , شهاب راما , امین ST حجم : 6.50 مگابایت برای دانلود آهنگ روی لینک دانلود کلیک نمایید. دانلود
[ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 ] [ 15:43 ] [ محمد ostovar ]
ای نام تو بهترین سر آغاز بی نام تو لب نمیکنم باز ای در شرف از همه فراتر بر جمله ی شیعیان تو مادر ای اسوه ی صبر و استقامت بانوی شفاعت قیامت ای معنی دین ، تمام ایمان ای ترجمه ی تمام قرآن در خطبه ی عشق ذوالفقاری چیزی ز علی تو کم نداری بانو تو سراپا همه عشقی الگوی دو بانوی دمشقی تو یاور سردار حنینی تو مادر زینب و حسینی ای اشک تو دانه های الماس ای ذکر شبانه روز عباس ای یاد تو مونس روانم ای مادر خوب و مهربانم من عبد توام ببین اسیرم ای کاش برای تو بمیرم [ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ] [ 22:35 ] [ محمد ostovar ]
چقد برام عادی شده... تاریکی.تنهایی.فکر.غصه... [ چهارشنبه 30 فروردین 1391 ] [ 14:17 ] [ محمد ostovar ]
من که نفهمیدم..هرکی فهمید به منم بگه!! [ چهارشنبه 30 فروردین 1391 ] [ 14:14 ] [ محمد ostovar ]
اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟ رو پشـت بـــــوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟ اجازه هست كه قلـبمو برات چراغونی كنم؟ اجازه میدی تا ابـد سر بزارم رو شونه هات اجازه هست جار بزنم بگم چقد دوست دارم؟ چشمای عاشقـــم واست روزی هزار بار بمیره!! اجازه میدی عشقـــمو همش بهت نشون بدم؟ اجازه میدی كه فقــــــط تو دنیا با تو بمونم؟ هر چی كه عاشقانه بــــود به خاطر تو بخونم؟ هر اسمی جز اسم خودم ،دیـگه فراموشت بشه؟ اجازه هست ؟ بگو كه هست ، من همشو دارم میگم اجازه میدی كه بگم ،من مال تـــــــو،تو مال من؟ من از تو خواهش می كنم كه زیر وعـــده هات نزن اجـــــــازه تـــو دست تـــو ،اجازه من دست تـو خنده من خنـــــــده تو ،شكست من شكست تـو...
[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 16:57 ] [ محمد ostovar ]
دید مجنون دختری مست و ملنگ در خیابان با جوانانی مشنگ خوب دقت کرد در سیمای او دید ان دختر بود لیلای او با دلی پردرد گفتا این چنین حرف ها دارم بیا پیشم بشین من شنیدم تازگی چت میکنی با جوانی اهل مسکن می پری نامه های عاشقانه می دهی با ایمیل از توی خانه می دهی عصرها اطراف میدان اطلسی می پلاسی تو با هر نوع کسی
[ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 09:36 ] [ محمد ostovar ]
قبل ازدواج پسر:بالاخره وقتش رسید.خیلی انتظار کشیدم. دختر:می خوای از پیشت برم؟ پسر:حتی فکرشم نکن ! دختر:دوسم داری؟ پسر:البته! هر روز بیشتر از دیروز !! دختر:تا حالا بهم خیانت کردی؟ پسر:نه ! مگه دیوونه ام. دختر:منو می بوسی؟ پسر:معلومه! هر موقع بتونم. دختر:منو میزنی؟ پسر:دیوونه شدی؟ هیچوقت.. دختر: می تونم بهت اعتماد کنم؟! پسر:بله. دختر:عزیزم!! _ _ _ بعد از ازدواج _ _ _ کاری نداره !! از پائین به بالا بخون !!
[ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 09:57 ] [ محمد ostovar ]
میگم بشین کنارم..میگی حسی ندارم..میگم اخه دیوونه جز تو هیچکیو ندارم.. میگم واس همیشه بمون..میگی نمیشه..میگم اخه دیوونه بمونی با من چی میشه.. میگی دوسم نداری..میگی منو نمیخوای..میگی حتی اگه بمیرمم پیشم نمیای.. میگی حتی تحمل کردن من خیلی سخته..میگی منو فراموش کردی انگار خیلی وقته..
میگی بخندم روز تولدمه. چیزیو نمیخوام..ارزومه یدفه دیگه بغل کنمت. بیاد پیشم بشینه..ببینه بی اون چه غصه دارم و اشکو تو چشمای خیسم ببینه. ولی بدون روز تولدم بی تو مثل روز مرگمه واسم این دفه..میرم که بازم به تو فکر کنم..حتی شده واس اخرین دفه.. نه میگم نرو..نه میگم بمون..نه میگم که قدر خاطراتو بدون..من میگم برو..هر جا که میخوای..منم منتظر میشم تا روزی که بیای. خاطراتو..نه حتی اشک اون چشاتو..نمیخوام فقط میخوام که بمونم با تو.. [ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 08:42 ] [ محمد ostovar ]
بچه بودم باد بادکای رنگی... دلخوشی هر روز و هر شبم بود... خبر نداشتم از دل ادما... چه بی بهونه خنده رو لبم بود... کاری به جز الک دولک نداشتم... بچه بودم به هیچی شک نداشتم... بچه بودم غصه وبالم نبود... هیچکی حریف شورو حالم نبود... بچه که بودم اسمون ابی بود... حتی شبای ابری مهتابی بود... بچگی و بچگیام تموم شد... خاطره های خوش رو دست من مرد... تا اومدم چیزی ازش بفهمم... جوونی اومد اونو با خودش برد... [ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 07:27 ] [ محمد ostovar ]
چرا؟ چی شد که افتادم به این روزی که می بینی؟ یه ریز از عشق می نالی...یه ریز از عشق غمگینی... به جای زندگی با من فقط دنبال ایرادی... تموم لحظه هامونو تو بودی که هدر دادی... تمومش میکنی یا نه؟ منم مثل خودت خستم... تمومش میکنی یا نه؟ پشیمونم که دل بستم... منم جونم به لب اومد از این حرفای تکراری... تو اخر حرمت عشقو نتونستی نگه داری... دیگه طاقت نمیارم دیگه ساکت نمیمونم... از این که عاشقت بودم یه جورایی پشیمونم... [ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 00:15 ] [ محمد ostovar ]
"دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده" برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان... برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم... برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش... برای کســی که این روز هــا عجـــیب نبــودش را حــــس میکـنم... ... برای خنده هایی که دارم فراموششان می کنم... برای خوابــــهــایی که میبـینم و نیــمه کاره می پــرم... برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلی دیـر شناختمشان... و برای خــــــودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام! و برای تــــــــو حـــتـــــــــی همــینـی کــه هستـــی [ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 17:35 ] [ محمد ostovar ]
باز باران با ترانه
میخورد بر بام خانه خانه ام کو ؟ خانه ات کو ؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو ؟ فصل خوب سادگی کو ؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟ پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگین در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟ کودک خوشحال دیروز ، غرق در غمهای امروز یاد باران رفته از یاد ، آرزوها رفته بر باد باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه ٬بی بهانه ، شایدم گم کرده خانه [ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 14:09 ] [ محمد ostovar ]
با توام [ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 10:03 ] [ محمد ostovar ]
آهنگ زیبای نموندی پیشم... خواننده :محمد استوار , شهاب راما , حامد بی تو حجم : 7.20 مگابایت برای دانلود آهنگ روی لینک دانلود کلیک نمایید. دانلود ![]() [ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 16:43 ] [ محمد ostovar ]
به یاد می آورم كه چه آسان زیبایی دنیا را فقط برای خود خواسته ام. غافل از شكم های گرسنه و بدن های عریان. به یاد می آورم كه چه آسان چشم بر نادیدنی ها گشودم و بر حقایق بستم. به یاد می آورم كه چه آسان دستم را ٬ پایم را٬ زبانم را و وجودم را وقف كار های نكردنی كردم و از آنچه باید می كردم غافل ماندم. و چه آسان قلبم را از یاد تو خالی كردم و به حب دنیا سپردم. گذشته ام پر است از گناه٬ گناهانی كه لذت های آن سپری شده و پیامد زیانبارش به جا مانده و گریبانگیرم شده ٬ چه بسیار بدی هایم كه تو پرده اش ندریدی و چه زشتی ها كه حلقه ننگش بر گردنم نیفكندی و افسوس كه این لطف تو مرا از بدی ها باز نداشت. چه كسی بیش از من از درستی كردار دور گشته آنگاه كه تمام نعمت هایت را در آنچه از من نهی كردی صرف میكنم ؟ و چه كسی بیش از من در غرقاب گناه فرو رفته و به خطا مشتاق تر است آنگاه كه میان دعوت تو و شیطان مرددم؟ با آنكه خوب می شناسمش و آنچه با من كرده از یادم نرفته . باز دعوتش را قبول می كنم. ای عزیز مهربان بار گناهانم را نظاره كن. امیدم را بنگر. پشیمانیم را ببین . نا توانیم را به یاد آور٬ دست رد بر سینه ام مزن. دلم را از مهر و محبت خود لبریز كن پایم را از ورطه ی گناه بیرون كش. مرا از آن خود كن كه عشق تو را در سینه ام به آرزو دارم و بی مدد تو به این عشق دست نخواهم یافت. ای خالق سراسر مهر من ٬ بی یاری تو هیچم و از یاری خود درمانده. مرا از بند گناه برهان و به وادی محبت خود درآور ... چنانكه قلبم جز به یاد تو نتپد و دلم لبریز از حلاوت اطمینان به تو گردد تا آنجا كه مشتاقانی خالص و بی ریا به سوی تو آیند. [ جمعه 7 بهمن 1390 ] [ 19:03 ] [ محمد ostovar ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||